[ Home ] | [ Email ] | [ Links ] | [ Archive ]
~ Designed By : Parnika ~


نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر 1391ساعت 18:33 توسط دخمل خانوم |
سلام بروبچ چه طورین؟خوبین؟خوش میگذره تو مدرسه؟اگه به شماها خوش نمیگذره عوضش ما سه تفنگدار خیلی حال میکنیم قشنگ برا یه شهر بسیم(منظورم خودما و کیمی و پرنی)خوب اول همه چند تا اتمام حجت باهاتون میکنم که بعدا خدایی نکرده مشکلی پیش نیاد

۱.خواهش میکنم بلا نسبت بز همینجور نگاه نکنینا نظرم بذارین

۲.تو پست ثابت نظر نذارین که جوری چکتون میزنم بچه ها که اصن نفهمین چی شد(به قول داوود تو دزد و پلیس)

۳.شمارم ندین که اونوخ حالتونا میگیرم

۴.چیه؟انگار خیلی خوشت اومده برو مطلبا را بخون...

نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر 1391ساعت 17:27 توسط دخمل خانوم |
 
نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر 1391ساعت 16:56 توسط دخمل خانوم |
با تو عشق را رنگ کنم

زندگی را با تو معنا کنم

برای تو لبخند بزنم وبگریم

دفتر زندگی را پاره کردم

دفتری نو برداشتم

با سرآغاز تو زندگی را از نو نوشتم


نوشته شده در سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 21:21 توسط دخمل خانوم |
بهشت چشماش مال تو ... من تو نگاش گر می گیرم
تو مهربونیشو می خوای ... من با زخماش می میرم
من نمی خوام برنده شم ... بردن من شکستشه
اما حسودی می کنم ... به دستی که تو دستشــــــــــــــــــــــــه

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 21:21 توسط دخمل خانوم |

اي کاش زندگي را...

جهان به تصادفي زاده شد
و به تصادفي خواهد مرد
و من رها شده ام در بادها.
من
فرشته ي کودک خوش گماني بوده ام
در پي سيمرغي بي نشان
که نشاني خانه ام را گم کرده ام
...
اي کاش زندگي را مجال مردني بود
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 21:11 توسط دخمل خانوم |
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 21:9 توسط دخمل خانوم |
سلااااااااااااام گلا خوبین ببخشید یه چند وقت بود پاد نت نمیومدم ببخشیییید حالا اومدم با کلی مطلب تازه.

                مااااااااااااااچ مووووووووووووووچ

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1392ساعت 20:0 توسط دخمل خانوم |
نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1391ساعت 18:14 توسط دخمل خانوم |
کلاس مون تو دانشگاه دوتا در داشت يکي جلوي کلاس و يکي هم انتهاي کلاس.

يه روز که استادتخته رو حسابي پر کرده بود متوجه شد تخته پاکن نيست با
يکي از بچه ها که انتهاي کلاس نزديک در بود گفت برو از يه کلاس ديگه تخته پاکن بگير
 اونم رفت و از در جلوي کلاس اومد تو و با اعتماد به نفس پرسيد ببخشيد تخته پاکن داريدکلاس از خنده ترکيد.

دانشجو

 

 

امین ميدونــــي بــه چــي فکــ ميکنـــم؟؟؟
مـــن : نـــه بـــه چـــــي؟؟؟
__:بـــه اينکـــه مثـــلن تو تصادفــ کنــــي بميـــري بعــــد مـــن تـيــپ بـــزنم بـــيام ســـــرقبـــرتـــ همــــه بگــــن نيگـــا خـــدابيامــــرز چـــه تيکـــه ي تور کـــرده بود :)
مـــــن
باز مــــــــن
همچنان مـــــــــن 

ينــــــــــي عشق چيکــــه ميکنـــه از اين 

 

داشـــتم ميـــرفتم خـــونه ..بـــعد تـــو کــوچه يـــه دختــره جـــلوم راه ميرفــت...
دخـــتره قـــيافش شبـــيه آرنجه بـــزغاله کـــه نـــه..؟؟!!!
شـــبيه آرنجـــه مـــاهيـــه !!!
اونـــوخت بـــرگشــته بـــه مـــن مـــيگه:
"آقـــا پـــسر واســـه چـــي افـــتادي دنبــاله مـــن؟؟؟"
مــــن بـــه هفـــت پـــشت و جـــلوم خـــنديدم دنـــباله تـــو بــيوفتم..؟؟!!!
لامــصب خـــونـــمونم نـــرم؟؟؟
ولــــي فـــک کــــنم عـــاشقش شـــدم...
بـــدجور بـــه هــم مــيومــديم..؟؟!!!
جـــفتمـــون روانـــي ايـــم..؟؟!!!

 

مامنم میگم بچگیام طوری با دمپایم رابطه احساسی قوی داشتم که شبا باهاش میخوابیدم البته هنوز من زیر بار این اتهام نرفتم

 

 

مرده میره چلوکبابی . گارسون میگه : چی میل دارین؟

مرده میگه : چلو کباب

ــ با کمال میل .

ــ نه ! با سماق و نوشاب

 

کسي که توحرفاش زياد ميگه بيخيال
بيشتر از همه فکر و خيال داره
فقط ديگه حال و حوصله بحث و صحبت نداره ... !


نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1391ساعت 18:12 توسط دخمل خانوم |

- یعنی اینقدی که پسرا به موهاشون میرسن، اگه به یه بوته شلغم رسیده بودن الان هلو می داد!

 

************************

 

- ببین خانوم، تو روزنامه نوشته که مردها به طور متوسط در روز از پونزده هزاز کلمه برای صحبت کردن استفاده می کنند ولی زن ها از سی هزار کلمه. دیدی ثابت شد. شما زن ها بیشتر حرف می زنین تا ما مردها؟

زن: هیچ هم همچین چیزی نیست. فوقش ثابت شده که ما هر حرف رو باید دو بار بزنیم تا توی مخ شماها فرو بره!

 

************************

 

- فرق باطری با مرد چیست؟ باطری اقلا یک قطب مثبت داره ولی مرد هیچ چیز مثبتی نداره!

 

************************

 

- به خدا میگن چرا اول مرد را آفریدی بعد زن را؟ گفت: شما هم اگه بخواهید چیز قشنگی بنویسید اول چکنویس می کنید بعد پاکنویس!

 

************************

 

- مردان از دو نوع خارج نیستند؛ یا روی سرشان خالیست، یا توی سرشان!

 

************************

 

- اونا دخترای قدیم بودن که از سوسک می ترسیدن، الان همچین سوسکت می کنن که خودتم نمی فهمی!

 

************************

 

- این آقایون محترم همچین میگن دخترای امروزی آشپزی بلد نیستن، خونه داری بلد نیستن که یکی ندونه انگار خودشون مثل مردای قدیم میرن از صبح کار میکنن تا بوق سگ!! بابا شماها رو که باید با بیل ساعت 12 از زیر پتو بیرون آورد!

 

************************

 

- مردها مثل آگهی بازرگانی هستند حتی یک کلمه از چیزهایی را که می گویند نمی توان باور کرد.

نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1391ساعت 19:50 توسط دخمل خانوم |
 

* به پسر مورد نظر یه هدیه بدین ، بعد بگین اشتباه شده این مال اون یكیه !

* توی جمع دانشجویی هنگام عكس گرفتن پسرا رو از كادرخارج كنید.

* توی جمعی كه یه عده پسر دارن فوتبال میبینند ، در لحظه حساس تلویزیون رو خاموش كنید.

* توی جمع دانشجویی هنگام عكس گرفتن پسرا رو از كادرخارج كنید.

* توی یه مهمونی تو چای پسر مورد نظرتون 1قاشق نمك بریزید.

* اگه یه پسر با موهای ژل زده از كنار خونه شما عبور كرد ازپنجره یه سطل آب روش بریزید.

* قبل از اجرای زنده خوندن یه پسر سیم میكروفون رو قطع كنید.

* در جلوی پسری كه سرش خلوته از كاشت و زیبایی موهای پسر همسایه تعریف كنید.

* شیشه نوشابه تان را به پسر مورد نظرتون بدین تا باز كنید ، سپس بگین كه میل ندارین.

* اگه یه پسر ازتون ساعت پرسید به ساعت نگاه كنید و بگین عجله كن قرارات دیر شده !

* به یه پسری كه موهاش رو مدل جدید درست كرده اشاره كنید و بلند بگین ، این رو به برق وصل كردن ؟

* به پسر مورد نظر یه هدیه بدین ، بعد بگین اشتباه شده این مال اون یكیه !

* اگه سر جلسه امتحان پسری از شما تقلب خواست جواب سوال اشتباه بدین.

* تو دانشگاه ماشین پسر مورد نظرتون رو پنچر كنید.

* اگه یه پسری جلوش دوستاش یه شاخه گل هدیه داد ، جلوی بینی خود رو بگیرین و بگین به این بو آلرژی دارین.

* اگه سر كلاس یه پسری اصرار داشتكه امتحان كنسل بشه شما مصر باشین كه امتحان برگزار بشه.

نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1391ساعت 19:39 توسط دخمل خانوم |
تلویزیون داره سیرک نشون میده که چهارتا گاو میان از رو طناب میپرن و میرن!
مامانم یه نگاه به تلویزیون میندازه و بعدش یه نگاه به من!
میگه : اینا گاو تربیت کردن ما هنوز تو تربیت تو موندیم...!!!
نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1391ساعت 19:32 توسط دخمل خانوم |
روانشناسه دیشب گفت جوری زندگی کنید که انگار روز اخر عمرتونه امروز به حرفش گوش کردم کل کلاسارو پیچوندم:))))
نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1391ساعت 19:32 توسط دخمل خانوم |
امروز مدیر ساختمون اومد دره خونه بابام رفت درو باز کرد

من هم صدای آهنگو زیاد کرده بودم

یهو بابام داد زد اون لامصبو خفش کن ببینم این چه گهی میخوره!

منو میگی =))

بابام :|

مرده :|

نوشته شده در یکشنبه دهم دی 1391ساعت 15:53 توسط دخمل خانوم |
نمیدونم چه حکمتیه که تا خودکار رو دستت میگیری میخوای درس بخونی،میبینی استعدادت کمتر از پیکاسو و ﺍﺳﺘﺎﺩ فرشچیان نیست :|
نوشته شده در یکشنبه دهم دی 1391ساعت 15:52 توسط دخمل خانوم |
اینایی که میگن ادم رو باید تو مسافرت شناخت زر اضافی میزنن



آدم رو فقط سر جلسه امتحان میشه شناخت همین و بس:|
 
نوشته شده در یکشنبه دهم دی 1391ساعت 15:51 توسط دخمل خانوم |
واااااااای الان اینقدر عصبانیم که دارم منفجر میشم امروز این اصفی گوربه گور شده دوساعت ما را تو سرما نگه داشته تا نصیحتمون کنه بدشم میگه سه شنبه همین هفته باید از ۵ درس اصلی امتحان بدین اخه من چی بگم بش نه شما بگین من بش چی بگم؟اخه کم شعوری تا چه قدر؟تازه ادعای مادر بودنم برا ماها را داره الان همین جور که دارم تایپ میکنم بغضضمم گرفته اخه بدبختی تا چه قدر؟ از یه طرف میگه نمره برا من اصلا اهمیت نداره از یه طرف دیگه هر امتحانیا تو کارنامه اثر میده

نوشته شده در شنبه یازدهم آذر 1391ساعت 18:24 توسط دخمل خانوم |
نوشته شده در جمعه دهم آذر 1391ساعت 12:4 توسط دخمل خانوم |
 

  

 در قفس افتاده ام فکر رهایی نیستم

            

                      دل به عشق  تو داده ام اهل جدایی نیستم.

          

 تو را دوست دارم نه در قفس



                                    

                      عشق را دوست دارم نه در هوس


 

 تو را دوست دارم تا اخرين نفس

 

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه دهم آذر 1391ساعت 12:0 توسط دخمل خانوم |

7دخترلاغر 7پسرچاق راخوردند


تعبیر: قحطی شوهر در راه است


سربازی راهیست برای آدم کردن پسرها...



اما هیچ راهی برای آدم کردن دخترها وجود ندار

 



مرد دوستی را کشف کرد و عشق اختراع شد


زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد!


مرد تجارت را کشف کرد و پول را اختراع کرد


زن پول را کشف کرد و « خرید کردن » اختراع شد!


از آن به بعد مرد چیزهای بسیاری را کشف و اختراع کرد


ولی زن همچنان مشغول خرید بو


همیشه پشت سر هر مرد موفق ، زنی است که نتونسته جلوی موفقیت شو بگیر



 


نوشته شده در جمعه دهم آذر 1391ساعت 11:59 توسط دخمل خانوم |
نمیدونم چرا از نظر همه من تازگی ها یه بنگاه شادمانی راه انداختم هرکی از راه نرسیده یا رسیده به من میگه یه کیس خوب بر ا من پیدا کن من باید دنبال یکی برا خودم باشم تازه باید بهفکر بقیم باشم تا مجرد نمونن ای تو روح احمدی نژاد

نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر 1391ساعت 15:59 توسط دخمل خانوم |
وااای بچه ها اینقدر برا شنبه مشق داریم که سرم داره سوت میکشه من نمیدونم چرا مث این منگلا الان اومدم تو نت تازه دوهفتم هس نرفتم کلاس پیانو(چی فک کردی برا خودم پیانیستی هسم) همه کارا مث خروار افتاده رو سرم این از رضازادگان که بلانسبت خر مث... تکلیف میده اونم از شیمی که کلی صفحه باید بخونم تازه یه برگم برا فیزیک باید بنویسم که مث خر تو گل موندم بچه ها من رفتم
نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر 1391ساعت 10:43 توسط دخمل خانوم |
نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر 1391ساعت 0:20 توسط دخمل خانوم |
ایول ایول داش هانیا ایول امروز قرار نبودا تموم کردم وای که چه قدر خفنه ولی بازم به پا همسایه من نمیرسه اون خفن تر بود بچه ها نظرتون چیه اگه داستانم به وبم اضافه کنم اگه نظری داشتین جون من اعلام کنین تروخدا این تن بمیره!!!
نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر 1391ساعت 0:6 توسط دخمل خانوم |
راسی بروبچ فیلم توایلایت پنجا دیدین واقعا که خیییییلی خفنه میدنم البته من یه دوسالی عقبم چون خیلی وقته اومده ولی دمشون گرم با این فیلمسازیشون اییییییییوکریستین استوارت,بیوگرافی کریستین استوارت,عکس کریستین استوارتعسسسسسسسسسیسم
نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 23:59 توسط دخمل خانوم |

راننده :

دیگه دارم کم کم ریپ میزنم مثل ماشینهای تصادفی شدم

اگه همینطوری پیش بره باید برم زیر دست اراقچی

قلبمم به روغن سوزی افتاده پدرعشق بسوزه

 

عکس خنده دار, مطالب جالب طنز

 

معلم ریاضی :

نمیدنم چرا جواب تمام مسائلم بی نهایت میشه

یا بی جواب میمونه هرچی تفریق میکنم جمع میشه

هرچی جمع میکنم کم میشه از ضرب که مپرس آه

 

عکس خنده دار, مطالب جالب طنز

 

مهندس کامپیوتر :

ای آنکه مرا دی سی کرده ای و در وجودم ویروس بلاستر ۲۰۰۳ فرستاده ای

کی دوباره من را ری پیر خواهی کرد ؟ به فریاد گرافیکم برس

 

عکس خنده دار, مطالب جالب طنز

 

دکتر :

چند سالی است که به زخم مریضانم مرحم میگذارم و از چنگال مرگ رهایشان میکنم !

کو طبیبی که به زخمم مرحم گذارد و دلم را آزاد گرداند

 

عکس خنده دار, مطالب جالب طنز

 

ساغی :

مِی میدهم و غم کسان میگیرم

از لطف تو می کجا غمین میبینم

حالا که شدم عاشق ودل در بند است

می را ز شفا بیچاره ترین میبینم

 

عکس خنده دار, مطالب جالب طنز

 

عینک فروش :

اگر روزی بگویم عاشقم بر من نخندید

که شغلم عاشقی دارد فراوان

بسازم بهر هر چشمی من عینک

گرفتارم کند چشمی چه آسان

نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 23:55 توسط دخمل خانوم |
عکس سوتی, سوتی های ایرانی
نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 23:53 توسط دخمل خانوم |
عکس سوتی, سوتی های ایرانی
نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 23:52 توسط دخمل خانوم |